مرتضى مطهرى
436
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
چرا فكر تحقير عمل پيدا شد ؟ چون اينها حكومت داشتند و قدرت و ثروت در اختيارشان بود ، قهراً مىتوانستند تبليغات وسيعى در اين زمينه بكنند ؛ مزدورهايى هم از آن عالمنماها درست كنند و آنها هم مرتب بگويند اساس ، ايمان است ؛ ايمان كه درست شد عمل هرچه بود بود ؛ براى اينكه خلفاى بنىاميه را تبرئه كنند كه مردم خيلى حساسيت نشان ندهند و نگويند كه اينها چه جور خلفايى هستند كه عملشان اينچنين فاسد است ! علم كلام نشان مىدهد كه فرقهاى در قرن دوم اسلامى پيدا شد كه آنها را « مُرْجِئه » مىگفتند . مرجئه يكى از اصول عقايدشان همين مطلب بود و خلفاى اموى هم از اينها حمايت مىكردند . ايمان چيست ؟ در آن وقت ما شيعيان چه فكر مىكرديم ، يعنى ائمهء ما چه دستور مىدادند ؟ ما از على بن ابىطالب چه الهام مىگرفتيم ؟ وقتى كه از ائمهء ما سؤال مىكنند كه ايمان چيست ؟ مىفرمايند : الْايمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْجَنانِ وَ اقْرارٌ بِاللِّسانِ وَ عَمَلٌ بِالْارْكانِ « 1 » ايمان با سه چيز محقّق مىشود : اعتقاد قلبى ، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح . اصلًا ائمهء ما عمل را جزو ايمان شمردهاند ، يعنى كسى كه عمل ندارد ايمان ندارد . دلش را خوش نكند بگويد ايمان مجزاى از عمل مىتواند وجود داشته باشد . اگر در قرآن مىبينيد مؤمنين تمجيد شدهاند ، خيال نكنيد مقصود كسانى است كه يك گرايش اعتقادى دارند ولى در برنامهء عملى شركت ندارند . خير ، در قرآن هرجا كه مؤمنين تمجيد شدهاند ، يعنى كسانى كه شهادتين را مىگويند و در دل اعتقاد دارند و با جوارح و اعضاى خودشان عمل مىكنند . شيعه و مرجئهگرى در آن وقت اين آسيب اختصاص به جناحى از اهل تسنن كه آنها را مرجئه مىگفتند داشت ، ولى امروز اگر نگاه كنيد مىبينيد همان دنياى تشيّع كه در آن زمان در پرتو تعليمات ائمهء خودش صددرصد با اين فكر مرجئه مخالف بود خودش الآن فكر
--> ( 1 ) . جامعالاخبار ، فصل هجدهم ، ص 42 .